عبد الرضا سالار بهزادى

112

بلوچستان در سالهاى 1307 تا 1317 قمرى ( فارسى )

هرات و تنظيم امور آنجا قندهار و ساير نقاط افغانستان را كه دولت ايران متعلق به خود مىدانست نيز تصرف كند . انگلستان ، وحشت‌زده با عجله دست‌به‌كار شد . از سويى امير دوستمحمد خان معجلا به پيشاور خوانده شد و معاهده‌اى به تاريخ بيست و ششم ژانويه 1857 / بيست و نهم جمادى الاول 1273 بين او و لارنس كميسر پنجاب منعقد گرديد كه به موجب آن « از آنجائى كه پادشاه ايران بر خلاف تعهد و قرارداد خود با دولت انگليس عمل نموده و هرات را متصرف شده ، 187 و نمايشاتى داده كه معلوم است قصد دارد به متصرفات فعلى امير دوستمحمد خان دخالت كند » امير دوستمحمد خان نيز با دولت ايران وارد جنگ شده و دولت انگليس براى دفاع از قندهار و بلخ و ساير نقاط افغانستان ماهيانه مادام كه جنگ ادامه دارد و يا تا هرزمان كه فرمانفرماى كل هندوستان مصلحت بداند - ولو قبل از خاتمهء جنگ - يك لك روپيه به امير كابل بپردازد و صاحب‌منصبان انگليسى براى نظارت بر خرج صحيح اين پول و در حقيقت براى تعليم و فرماندهى قشون امير كابل ، به محلهائى كه « قشون افغانستان در آنجا جمع شده و بر ضد دولت ايران عمليات جنگى كنند اعزام خواهند شد » . 188 امّا دولت انگليس وحشت‌زده و مضطرب خود نيز راسا وارد صحنه شد تا علاوه بر جلوگيرى از پيشرفت قواى ايران بتواند كار افغانستان را در اين گيرودار يكسره كند . در اول نوامبر 1856 / ربيع الاول 1273 دولت انگليس به دولت ايران اعلان جنگ داد ؛ يك ماه بعد جزيرهء خارك به تصرف قواى انگليسى درآمد و نيروهاى انگليس به فرماندهى ژنرال جيمز اوترام معروف فاتح سند در بوشهر پياده شده و به سوى خوزستان شروع به پيشروى نمودند ؛ محمره به تسخير انگليسيها درآمد و اهواز مورد تهديد قرار گرفت . 189 ميرزا آقا خان با عجله فرّخ خان امين الملك وزيرمختار ايران در استانبول را مأمور مذاكره با وزيرمختار انگليس در آن شهر و تعيين شرايط صلح از جانب دولت انگليس نمود . شرايط پيشنهادى انگليس كه گذشته از تخليهء هرات و تقبل دولت ايران در مورد عدم مداخله در امور هرات شامل واگذارى بندرعباس به امام مسقط ، عزل ميرزا آقا خان از مقام صدارت ، و عقد يك قرارداد جديد تجارى بود كه به موجب آن دولت انگليس بتواند در هركجا كه مايل باشد اقدام به تأسيس كنسولگرى نمايد ، نمىتوانست مورد قبول دولت ايران واقع شود . از اينرو پس از مخابرهء اين شرايط به تهران و رد آنها توسط دولت ايران ، به فرّخ خان دستور داده شد فورا به پاريس رفته و در آنجا دربارهء شرايط صلح مذاكره كند . در پاريس در چهارم مارس 1857 معاهدهء صلح كه به معاهدهء پاريس شهرت يافت ، بين هنرى ريچارد چارلز كولى ( Henry RiCharles Cowley ) از اشراف انگليس و سفير آن كشور در فرانسه از طرف دولت انگلستان و فرّخ خان امين الملك از جانب دولت ايران ، به امضاء رسيد . اين معاهده دولت ايران را متعهد مىنمود قشون خود را ظرف سه ماه پس از مبادلهء تصديق نامه‌هاى معاهده از هرات و ساير نقاط افغانستان خارج ساخته ؛ استقلال هرات و « تمام افغانستان » را به رسميت شناخته و محترم دارد ؛ در صورت بروز هرگونه اختلافى بين